خداوند ,ولایت ,دینی ,فقیه ,طاغوت ,زمان ,زمان غیبت ,عالمان دینی ,امام معصوم ,ولایت فقیه ,عامه مردم

ولایت الهی و فرقش با ولایت شیطان

طبق ایه 55سوره مائده که می فرماید :
«إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُون  »

یعنی : سرپرست و دوست شما فقط خدا و رسول اوست و مؤمنانى [مانند على بن ابى‏طالب‏اند] كه همواره نماز را برپا مى‏دارند و در حالى كه در ركوع اند [به تهيدستان‏] زكات مى‏دهند.

حکومت فقط اذان خداوند و کسانی است که خداوند انها را معین می کند یعنی اگر رسول گرامی اسلام و مولی الموحدین امیر المومنین واجب الاطاعه هستند  بخاطر اینکه خداوند انان را معین کرده .

خوب با توجه به مطلب شماره 1 غیر از خداوند و کسی که مستقیما یا غیر مستقیم منصوب از طرف خداوند است , کس دیگری حق حکومت بر دیگران را ندارد و در لسان دین حاکمی که منصوب از طرف خداوند نیست طاغوت نامیده می شود , که طبق صریح ایه قران وظیفه مسلمان این است که نسبت به طاغوت کافر باشد , نه اینکه شیفته اش باشد کما اینکه متاسفانه بعضی از نخبگان ما نه یک دل بلکه هزار دل به این طاغوت داده اند .
« فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏ لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليم »

بعد از غیبت کبری تا زمان کنونی  متولی امور دینی نواب عامی ( همان مجتهدین کنونی ) هستند که به دستور خود امام عصر باید در عصر غیبت به انان مراجعه کنیم :
«و اما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها إلی رواة حدیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجة الله علیهم»
در امور و حوادثی که بر شما وارد می شود  به روایان حدیث ما رجوع کنید که انان راهنمای من بر شما هستند و من راهنمای خداوند بر آنان

از زمان غیبت کبری تا زمان کنونی از لحاظ رابطه متولیان امور دینی با عامه مردم به سه دوره تقسیم می شود که هر دوره با دوره قبل فرق دارد :

الف) از زمان غیبت تا قرن 12 هجری قمری و دوران زعامت  محمدباقر اصفهانی معروف به وحید بهبهانی،

در این مدت چیزی به نام رساله که در ان احکام شرعی بصورت امروزی بنابر نظر مجتهد نوشته شده باشد نبود , و اگر کسی هم از عالمان دینی مساله دینی را می پرسید عالمان دینی مستقیم روایتی را که امام معصوم در مورد ان مساله گفته بودند را نقل می کرد .
لذا می بینیم شیخ صدوق رحمت الله علیه که از لحاظ زمانی از علمای این دوره محسوب می شود  کتابی می نویسد به عنوان من لا یحضر الفقیه ( یعنی کتاب مال جایی است که فقیه در انجا حاضر نیست ) چیزی شبیه رساله عملیه و در این کتاب فقط روایت می اورد بدون اینکه خودش نظر فقهی بدهد .

ب) دوران محمد باقر اصفهانی تا زمان امام خمینی قدس سره
در این دوران مباحث اصولی پررنگ تر می شود و فقیه و مجتهد اینگونه نیست که فقط روایت را بیاورد بلکه حکم شرعی را از منابع اش ( یعنی قران , روایات , عقل و اجماع ) استخراج کرده  و بنابر نظر و اجتهاد خود  فتوی می دهد

ج) بعد از انقلاب :
در این دوره بسبب افتادن حکومت بدست فقیه جامع الشرائط رابطه مجتهد با عامه مردم به رابطه بین امام و امت یا همان ولایت فقیه بر مردم ارتقاء می یابد , بحث ولایت فقیه در دوران های قبلی و در کتب شیخ انصاری مطرح شده اما چون مجالی برای اجرای ان نبوده خیلی این بحث پرورش پیدا نکرده بود .
لذا حکومت فقیه بنابر دلائلی که در منابع دینی امده از اقسام حکومت طاغوت نبوده و اززیر شاخه های حکومت الهی است که غیر مستقیم به امام معصوم علیه السلام متصل شده , اما حکومتهای دیگر چه ترامپ در امریکا , چه الهام علی اف در آذربایجان , چه اردوغان در ترکیه چه  ال سعود در عربستان و چه شی جی پینگ در چین , همه طاغوت محسوب می شوند

5. اما نوع ارتباط با طاغوت در زمان غیبت باید چگونه باشد و ... که مجالی دیگر می طلبد

منبع اصلی مطلب : پرسش و پاسخ دینی
برچسب ها : خداوند ,ولایت ,دینی ,فقیه ,طاغوت ,زمان ,زمان غیبت ,عالمان دینی ,امام معصوم ,ولایت فقیه ,عامه مردم
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

ساموزیک : ولایت الهی و فرقش با ولایت شیطان